به گزارش ذرهبین بورس، طرح انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی دیگر فقط یک پروژه مهندسی نیست؛ به یک تصمیم سرنوشتساز ملی تبدیل شده است. خطی که از بندرعباس شروع میشود، صدها کیلومتر کویر را میشکافد و پس از عبور از کوهها و دشتهای بیآب، آب شیرینشده را به مخازن اصفهان، یزد و کرمان میرساند.
در قلب این پروژه، نام فولاد مبارکه بیش از همه به چشم میخورد. بزرگترین شرکت فولادسازی کشور که روزانه به دهها هزار مترمکعب آب برای خنککاری کورهها و فرآیندهای تولید نیاز دارد، حالا بزرگترین سرمایهگذار و ضامن اجرایی طرح شده است. گزارشهای سال ۱۴۰۴ نشان میدهد بخش قابل توجهی از هزینههای چند میلیارد دلاری پروژه از سوی این شرکت تأمین شده و مدیران ارشد آن تقریباً هر ماه از پیشرفت خط لوله و ایستگاههای پمپاژ بازدید میکنند.
چرا صنعت فولاد بدون آب دریا را به «مسأله حیاتی» تبدیل کرد؟
فولاد مبارکه به تنهایی بیش از ۵۰ درصد مصرف صنعتی آب اصفهان را به خود اختصاص داده است. هرگونه کمبود آب یعنی توقف خطوط تولید، اخراج هزاران کارگر و ضربه سنگین به زنجیره تأمین فولاد کشور. در سالهای اخیر، کاهش شدید آورد زایندهرود و افت سفرههای زیرزمینی باعث شد این شرکت دیگر نتواند به منابع سنتی تکیه کند. نتیجه؟ تصمیم استراتژیک برای آوردن آب از ۷۰۰ کیلومتر آنطرفتر، حتی اگر هزینه هر مترمکعب آن چندین برابر آب معمولی باشد.
مردم و کشاورزان چقدر از این آب سهم میبرند؟
یکی از مهمترین پرسشهای جامعه این است که آیا این آبِ گرانقیمت فقط به جیب صنعت میرود یا مردم عادی و کشاورزان هم سهمی واقعی خواهند داشت؟
پاسخ رسمی این است: بخشی از ظرفیت خط انتقال به آب شرب و کشاورزی اختصاص خواهد یافت و قرار است با کاهش برداشت صنعت از زایندهرود و سفرههای زیرزمینی، امکان احیای تدریجی رودخانه و زمینهای کشاورزی فراهم شود. اما کارشناسان تأکید میکنند این مزایا تنها در صورتی محقق میشود که:
- میزان دقیق سهم صنعت، شرب و کشاورزی به صورت شفاف و عمومی اعلام شود
- تعرفه آب صنعتی واقعی و بدون یارانه پنهان باشد
- برنامه زمانبندیشدهای برای کاهش برداشت از زایندهرود اجرا شود
سه چالش بزرگ پیش رو
۱. محیطزیست: پساب فوقشور آبشیرینکنها اگر درست مدیریت نشود، زیستبوم خلیج فارس و دریای عمان را تهدید میکند. ۲. انرژی: پمپاژ آب به ارتفاع بیش از ۲۰۰۰۲ هزار متری نیاز به برق عظیمی دارد که در صورت تکیه صرف به سوخت فسیلی، هم هزینه را بالا میبرد و هم ردپای کربن را افزایش میدهد. ۳. عدالت اجتماعی: اگر هزینه واقعی آب فقط از صنعت گرفته شود و مردم همچنان با قیمت یارانه آب مواجه باشند، پروژه در بلندمدت پایدار نخواهد ماند.
آیندهای که به سه ضلع بستگی دارد
انتقال آب دریا برای مرکز ایران دیگر یک «گزینه» نیست؛ یک «اجبار تاریخی» است. فولاد مبارکه با قبول هزینه سنگین و ایفای نقش پیشران نشان داد که صنعت نیز حاضر است برای بقای خود و منطقه هزینه کند. اما موفقیت نهایی این طرح به رعایت همزمان سه اصل بستگی دارد:
- شفافیت کامل در تخصیص و قیمتگذاری
- مدیریت هوشمند اثرات زیستمحیطی و حرکت به سمت انرژی تجدیدپذیر
- تعهد واقعی به کاهش فشار بر منابع آب محلی و احیای زایندهرود
اگر این سه ضلع کنار هم قرار بگیرند، آب شور خلیج فارس میتواند به امید تازهای برای میلیونها نفر در قلب خشک ایران تبدیل شود؛ جایی که صنعت، کشاورزی و زندگی روزمره مردم دیگر در تقابل با هم نباشند، بلکه در کنار هم نفس بکشند.
















