بازار سرمایه پس از چند سال رکود فرسایشی، همزمان با کاهش ریسکهای سیاسی، رشد نقدینگی و عقبماندگی ارزش داراییها از تورم، وارد فاز جدیدی از رونق شده است. در این میان، برخی صنایع بیش از سایر گروهها از تحولات اقتصادی اخیر منتفع خواهند شد که در صدر آنها صنایع غذایی، لبنی، دارویی و زراعتی قرار دارند.
مهمترین متغیر اثرگذار بر این صنایع، حذف ارز ترجیحی و جایگزینی آن با ارز مبادلهای است. طی سالهای گذشته، بخش قابل توجهی از فروش و سودآوری شرکتهای این گروهها بر مبنای نرخهای دستوری و ارز ۲۸,۵۰۰ تومانی محاسبه میشد. این موضوع موجب شده بود ارزش واقعی داراییها، فروش و سودآوری این شرکتها در صورتهای مالی منعکس نشود.
اکنون با حرکت اقتصاد به سمت آزادسازی تدریجی قیمتها، مبنای نرخگذاری محصولات به نرخهای نزدیکتر به واقعیت اقتصادی تغییر یافته است. در نتیجه انتظار میرود درآمد ریالی شرکتها طی سالهای آینده رشد معناداری را تجربه کند.
با این حال، میزان اثرپذیری صنایع مختلف یکسان نیست.
در صنعت دارو، اگرچه افزایش نرخ فروش میتواند سودآوری شرکتها را بهبود دهد، اما همچنان ریسک مداخلات دولتی، تأخیر در اخذ مجوز افزایش نرخ و محدودیتهای سیاستگذاری وجود دارد.
در صنعت زراعت و برخی اقلام خوراکی مانند روغن خوراکی نیز رشد سودآوری علاوه بر نرخ ارز، به عوامل دیگری نظیر قیمتهای جهانی، شرایط اقلیمی، هزینه نهادهها و توان رقابت با واردات وابسته است.
اما در میان صنایع یادشده، صنعت لبنیات از ویژگیهای منحصربهفردی برخوردار است که میتواند آن را به یکی از جذابترین گروههای بازار سرمایه در سالهای پیش رو تبدیل کند.
شرکتهای لبنی طی سالهای گذشته تحت فشار قیمتگذاری دستوری قرار داشتند و به همین دلیل نسبت ارزش بازار به فروش (P/S) بسیاری از آنها در سطوح بسیار پایینی قرار گرفته است. در برخی شرکتها، ارزش بازار کمتر از نصف فروش سالانه آنهاست؛ نسبتی که در بسیاری از صنایع دیگر بازار مشاهده نمیشود.
از سوی دیگر، آزادسازی تدریجی قیمت محصولات لبنی موجب شده امکان انتقال افزایش بهای مواد اولیه، بهویژه شیر خام، به مصرفکننده نهایی فراهم شود. این موضوع در کنار بهبود بهرهوری، توسعه سبد محصولات و افزایش صادرات میتواند به رشد حاشیه سود ناخالص و سود خالص شرکتها منجر شود.
در واقع مزیت اصلی صنعت لبنی صرفاً رشد فروش نیست؛ بلکه ترکیب همزمان سه عامل مهم شامل:
۱- رشد مبلغ فروش
۲- بهبود حاشیه سود ناخالص
۳- پایین بودن نسبت ارزش بازار به فروش
میتواند زمینهساز جهش سودآوری و بازتعریف ارزش شرکتهای این صنعت شود.
نگاهی به برخی نمادهای لبنی بازار سرمایه نشان میدهد که بسیاری از این شرکتها هنوز فاصله قابل توجهی با ارزش ذاتی خود دارند. در برخی شرکتهای گروه پگاه، نسبت P/S همچنان در محدودهای قرار دارد که حتی با فرض رشد محافظهکارانه سودآوری نیز ظرفیت رشد ارزش بازار را توجیه میکند.
نکته مهم دیگر آن است که برخلاف بسیاری از صنایع کالایی که سودآوری آنها به قیمتهای جهانی وابسته است، صنعت لبنیات بیش از هر چیز از افزایش قدرت قیمتگذاری داخلی و رشد مصرف سرانه محصولات با ارزش افزوده بالاتر منتفع میشود. این موضوع باعث میشود پایداری سودآوری در این صنعت بیش از بسیاری از صنایع دیگر باشد.
در زمان وقوع چنین تغییرات بنیادی، سرمایهگذاران حرفهای معمولاً بیش از آنکه به سود گذشته شرکتها توجه کنند، به سودآوری آینده و نسبتهای تحلیلی نگاه میکنند. تجربه بازارهای مالی نشان داده است که بزرگترین بازدهیها معمولاً در دورههای گذار اقتصادی و قبل از انعکاس کامل آثار تحولات در صورتهای مالی ایجاد میشود.
البته سرمایهگذاران باید توجه داشته باشند که رشد سودآوری الزاماً به معنای رشد یکسان در تمامی شرکتها نیست. کیفیت مدیریت، قدرت برند، شبکه توزیع، توان صادراتی، بهرهوری عملیاتی و ساختار مالی شرکتها نقش تعیینکنندهای در میزان بهرهمندی از این فرصت خواهند داشت.
بر همین اساس، انتظار میرود در دوره پیش رو، شرکتهای لبنی برخوردار از برندهای معتبر، شبکه فروش گسترده و نسبتهای ارزشگذاری پایین، در میان برندگان اصلی حذف ارز ترجیحی قرار گیرند و حتی نقش لیدر جدید بازار سرمایه را در کنار صنایع بزرگ بازار سرمایه ایفا کنند.
به نظر میرسد بازار سرمایه هنوز در ابتدای مسیر بازنگری ارزش شرکتهای غذایی و لبنی قرار دارد و تا زمان تطبیق کامل ارزش بازار این شرکتها با واقعیتهای جدید اقتصادی، ظرفیت رشد قابل توجهی در این گروه وجود دارد.
نیما جوادیان کارشناس بازار سرمایه
















