به گزارش ذرهبین بورس، بررسیها نشان میدهد هفتههای اخیر برای بخشی از رانندگان ماشینهای سنگین، روزهای دشواری بوده است. تلاقیِ «کاهش فعالیتهای بندری» و «اختلال در زنجیره تأمین سوخت»، رانندگان را میان دو راهیِ بیکاری و فروش سهمیه گازوئیل قرار داده است.
افت ۲۵ درصدی تجارت؛ موتور محرک بحران
آنطور که امیر روشنبخش، معاون سازمان توسعه تجارت ایران تایید کرده، آمارها در ۵ ماهه امسال حاکی از افت ۲۵ درصدی تجارت (صادرات و واردات) است. این کاهش حجم تجارت، باعث شده ظرفیت مرزها و مسیرهای زمینی به شدت تحت فشار قرار گیرد؛ بهطوریکه زمان انتظار کامیونها در برخی مرزها به ۱۰۰ روز رسیده است. کشتیهای غولپیکری که پیشتر در بنادر جنوبی تخلیه میشدند، اکنون جای خود را به مسیرهای زمینی دادهاند که توان پذیرش این حجم از کالا را ندارند.
فروش سهمیه؛ آخرین سنگر رانندگان
رکود در بندرهای جنوبی و نبود بار کافی، معیشت رانندگان را به شدت تهدید میکند. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که در نبود شغل جایگزین، برخی از رانندگان ماشینهای سنگین برای تأمین حداقل هزینههای زندگی، به فروش سهمیه گازوئیل خود روی آوردهاند. هرچند این رفتار از منظر اقتصاد انرژی و در شرایط ناترازی سوخت غیرقابل توجیه است، اما کارشناسان معتقدند این اقدام، «معلولِ» یک بحران معیشتی عمیقتر است که از کاهش تجارت آغاز شده است.
از بندرعباس تا فارس؛ سرایتِ بحران سوخت
این بحران تنها به جنوب کشور محدود نمانده است. با کاهش بارگیری در بندرعباس، بسیاری از رانندگانی که برای کار به این مناطق مهاجرت کرده بودند، ناچار به بازگشت به استانهای مبدأ خود (مانند فارس) شدهاند. بازگشت این ناوگان به استانهای دیگر، تقاضا برای سوخت را بهطور ناگهانی بالا برده؛ اما چون سهمیه جایگاهها متناسب با این افزایش تقاضا تغییر نکرده، صفهای طولانی و نایاب شدن گازوئیل در جایگاهها به یک معضل مزمن تبدیل شده است.
در نهایت، تلاقیِ رکود تجاری و بحران توزیع سوخت، تصویر نگرانکنندهای از وضعیت ناوگانهای زمینی به شدت تحت فشار قرار گیرد؛ بهطوریکه زمان انتظار کامیونها در برخی مرزها به ۱۰۰ روز رسیده است. کشتیهای غولپیکری که پیشتر در بنادر جنوبی تخلیه میشدند، اکنون جای خود را به مسیرهای زمینی دادهاند که توان پذیرش این حجم از کالا را ندارند.
فروش سهمیه؛ آخرین سنگر رانندگان
رکود در بندرهای جنوبی و نبود بار کافی، معیشت رانندگان را به شدت تهدید میکند. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که در نبود شغل جایگزین، برخی از رانندگان ماشینهای سنگین برای تأمین حداقل هزینههای زندگی، به فروش سهمیه گازوئیل خود روی آوردهاند. هرچند این رفتار از منظر اقتصاد انرژی و در شرایط ناترازی سوخت غیرقابل توجیه است، اما کارشناسان معتقدند این اقدام، «معلولِ» یک بحران معیشتی عمیقتر است که از کاهش تجارت آغاز شده است.
از بندرعباس تا فارس؛ سرایتِ بحران سوخت
این بحران تنها به جنوب کشور محدود نمانده است. با کاهش بارگیری در بندرعباس، بسیاری از رانندگانی که برای کار به این مناطق مهاجرت کرده بودند، ناچار به بازگشت به استانهای مبدأ خود (مانند فارس) شدهاند. بازگشت این ناوگان به استانهای دیگر، تقاضا برای سوخت را بهطور ناگهانی بالا برده؛ اما چون سهمیه جایگاهها متناسب با این افزایش تقاضا تغییر نکرده، صفهای طولانی و نایاب شدن گازوئیل در جایگاهها به یک معضل مزمن تبدیل شده است.
در نهایت، تلاقیِ رکود تجاری و بحران توزیع سوخت، تصویر نگرانکنندهای از وضعیت ناوگان حملونقل کشور ترسیم میکند؛ وضعیتی که اگر با سیاستگذاری صحیح در بخش تجارت و مدیریت توزیع سوخت همراه نشود، میتواند بیش از پیش معیشت رانندگان و ثبات زنجیره تأمین کالا در کشور را تحتالشعاع قرار دهد.
















