
تخریب کنیم؛ بعد بسازیم
تناقض عمیق و دردناکی در قلب اقتصاد ایران نهفته است. از یکسو، ما از سرمایه انسانی فوقالعادهای برخوردار هستیم و در شاخصهایی مانند تعداد فارغالتحصیلان علوم و مهندسی رتبههای بالایی را به خود اختصاص میدهیم. از سوی دیگر، چشمانداز اقتصادی نگرانکننده است. صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۵رشد اقتصادی ایران را تنها ۰.۳ درصد پیشبینی کرده است، درحالیکه نرخ بیکاری به ۹.۵ درصد و تورم به ۴۳.۳ درصد خواهد رسید. این وضعیت یک رکود دورهای نیست؛ بلکه یک بیماری مزمن و ساختاری است. شاید تکاندهندهترین علامت این بیماری، آماری باشد که از قلب تپنده اقتصاد دانشبنیان ایران به گوش میرسد: ۴۰درصد از برنامهنویسان کشور قصد مهاجرت دارند. این آمار فاجعهبار از همان «دانش کاربردی» است که باید موتور رشد اقتصادی باشد.
