به گزارش ذرهبین بورس، اِوی هامبرو رییس جهانی سرمایهگذاری موضوعی و بخشی در بلکراک، در نشست معدنی فایننشال تایمز که این هفته برگزار شد، گفت:« برنامههای بازخرید سهام به معنای «تخصیص سرمایه نامناسب» است و شرکتهای طلا این برنامهها را «بدون هیچ فرایند واقعی» تصویب میکنند.»
او گفت: «یکی از موضوعاتی که در طول ۱۸ ماه گذشته واقعاً ما را ناامید کرده، تخصیص بیمحابای سرمایه به بازخرید سهام در شرکتهای طلا بوده است. شاهد بودهایم که مبالغ هنگفتی بدون هیچ فرایند مشخصی صرف بازخرید سهام شده است.»
هامبرو این برنامهها را با تخصیص سرمایه برای توسعه معادن جدید و افزایش عرضه آتی مقایسه کرد و گفت: «اگر تصمیم شرکتها برای سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری در ساخت یک معدن جدید را بررسی کنید، متوجه میشوید که برای این تصمیم بسیار بیشتر از تصمیم یک میلیارد دلاری برای بازخرید سهام خود وقت و بررسی صرف میکنند.»
هامبرو این اظهارات را از جایگاه یک کارشناس صنعت و بخش معدنی مطرح میکند، اما همزمان از جانب بلکراک نیز سخن میگوید که یکی از سهامداران عمده این شرکتهاست.
۴ غول معدنی طلا، شامل: باریک ماینینگ، نیومانت، انگلوگولد اشانتی و گلد فیلدز، برنامههای بازخرید سهام را به ارزش ۱۲ میلیارد دلار اعلام کردهاند. بلکراک مالک ۱۲ درصد از سهام نیومانت، ۱۰ درصد از سهام انگلوگولد اشانتی و ۶ درصد از سهام گلد فیلدز است.
هامبرو همچنین از نبود شفافیت کافی در برنامههای بازخرید سهام انتقاد کرد و گفت: «شفافیت برای جلب اعتماد سرمایهگذاران ضروری است.»
او گفت: «وقتی شرکتها برنامههای بزرگ بازخرید سهام را در اوج قیمت سهام اعلام میکنند، اما با عقبنشینی قیمت طلا به سطح ۴ هزار دلار به ازای هر اونس، بازخرید سهام را متوقف میکنند، در حالی که سهام آنها ۴۰ درصد ارزانتر شده، واقعاً ناامید میشویم. محاسبات و منطق اقتصادی این تصمیمها در ابتدا چه بوده است؟»
ضعف دولتها به سود طلا
هامبرو گفت:«شرکتها بهجای آنکه خود را به برنامههای پرهزینه و از پیش تعیینشده متعهد کنند، باید انعطافپذیری لازم را حفظ کنند تا هنگام بروز فرصتهای مناسب در بازار بتوانند از آنها بهره ببرند.»
با این حال، بلکراک همچنان به روند افزایشی قیمت طلا در بلندمدت خوشبین است. دلیل این چشمانداز، بدهیهای سنگین و کسری بودجه دولتها در سراسر جهان است.
هامبرو گفت: «وقتی به وضع امروز جهان نگاه میکنید، با حجم عظیم بدهی دولتها و کسری بودجه مستمری مواجه میشوید که بسیاری از کشورها با آن دستوپنجه نرم میکنند. دولتها نیز بهجای ارائه برنامهای برای حل این مشکلات، صرفاً به تکرار همان سیاستهای گذشته ادامه میدهند. از نظر من، نتیجه این وضعیت، کاهش مستمر قدرت خرید ارزهای کاغذی خواهد بود.»
او افزود: «نتیجه این روند، افزایش قیمت داراییهای واقعی است و طلا احتمالاً یکی از بزرگترین منتفعان این شرایط است.»
به گفته هامبرو، بلکراک انتظار دارد روند بلندمدت قیمت طلا همچنان صعودی باقی بماند، هرچند پیشبینی میکند تغییر انتظارات درباره سیاستهای پولی و نرخهای بهره، در کوتاهمدت نوسانات بیشتری در قیمت این فلز ایجاد کند.
او گفت: «این عوامل در کوتاهمدت نوسان ایجاد میکنند، اما روند کلی همچنان به نفع شماست.»
بلکراک: بازار صعودی طلا و نقره هنوز به پایان نرسیده است
در ماه مارس، زمانی که قیمت طلا پس از آغاز جنگ ایران روند نزولی چندماهه خود را آغاز کرده بود، کریستی آکولیان، رییس راهبرد سرمایهگذاری آیشیرز در منطقه آمریکا در بلکراک، اعلام کرد این شرکت معتقد است بازار صعودی طلا هنوز فاصله زیادی تا پایان دارد.
آکولیان در تکمیل صحبتهای خود، به ۳ عامل اصلی که افزایش چشمگیر قیمت طلا و نقره را رقم زده، اشاره کرد و توضیح داد: «نخستین عامل، افزایش بدهی دولتها و جذابیت فلزات گرانبها بهعنوان ذخیره ارزش است.»
او نوشت: «سطح بدهی دولتها در سراسر جهان به سطوح نگرانکنندهای رسیده است. در آمریکا، بدهی فدرال اکنون از ۱۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته، در حالی که کسری بودجه سالانه همچنان در محدوده ۶ تا ۷ درصد تولید ناخالص داخلی قرار دارد. این وضعیت تنها به آمریکا محدود نیست و بدهی در اقتصادهای بزرگ توسعهیافتهای مانند ژاپن، بریتانیا، فرانسه و کانادا نیز از ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته است.» به گفته او طلا در طول تاریخ از چنین شرایطی منتفع شده است.
رییس راهبرد سرمایهگذاری آیشیرز افزود: «نقره نیز اغلب بهعنوان امتداد پرنوسانتر این روند عمل کرده است، هرچند قیمت آن ترکیبی از جریان سرمایهگذاری و تقاضای صنعتی را منعکس میکند. در ۲۰ سال گذشته، نوسان سالانهشده قیمت نقره در مقاطعی تا ۲ برابر طلا بوده است که ماهیت چرخهایتر این فلز را نشان میدهد.»
دومین عامل، تقاضا برای داراییهای امن در پی نااطمینانیهای ژئوپلیتیک، در داخل کشورها و در سطح بینالمللی است. آکولیان نوشت: «دورههای گذار در سیاستگذاری و تغییر آرایش روابط جهانی اغلب تقاضا برای داراییهایی را افزایش میدهند که امن تلقی میشوند. با این حال، ما معتقدیم فلزات گرانبها را نباید صرفاً پناهگاهی امن دانست، بلکه بهتر است آنها را ابزارهایی برای تثبیت سبد دارایی در نظر گرفت که از نظر تاریخی، در دورههای تنش بازار همبستگی پایینی با سهام داشتهاند یا حتی همبستگی آنها منفی بوده است.»
او تأکید کرد:« اهمیت تنوعبخشی زمانی بیشتر نمایان میشود که ارزش سهام در حال کاهش است.»
آکولیان گفت: «از سال ۲۰۲۰، در ماههایی که شاخص اساندپی ۵۰۰ بیش از ۵ درصد افت کرده، طلا بهطور متوسط بازده ۲ درصدی داشته است، در حالی که بازده شاخص اوراق قرضه تجمیعی آمریکا تقریباً نزدیک به صفر بوده است. این تفاوت رفتاری باعث میشود طلا در دورههای افت شدید بازار ارزش ویژهای داشته باشد.»
سومین عامل، که مشخصاً به نقره مربوط میشود، افزایش تقاضای صنعتی در کنار نقدشوندگی بهنسبت پایین این بازار است.
آکولیان گفت: «تقاضای نقره ترکیب متعادلتری از مصارف سرمایهگذاری و صنعتی را منعکس میکند. حدود ۶۰ درصد مصرف سالانه نقره به الکترونیک، پنلهای خورشیدی و نیمهرساناها مربوط است. صنعت الکترونیک بهتنهایی سالانه حدود ۴۴۵ میلیون اونس تقاضای نقره ایجاد میکند و بزرگترین مصرفکننده صنعتی این فلز به شمار میرود.»
او افزود: «گسترش مستمر مراکز داده، افزایش تقاضای برق ناشی از فعالیتهای هوش مصنوعی و روند گستردهتر برقیسازی، میتوانند مؤلفهای چرخهای و حساس به رشد اقتصادی به تقاضای نقره اضافه کنند.»
آکولیان با توجه به شرایط اقتصادی و ژئوپلیتیکی کنونی معتقد است طلا و نقره چیزی فراتر از داراییهای تدافعی هستند.
او نوشت: «این ۲ فلز در کنار یکدیگر در سبدهای دارایی میتوانند فرصتهای سرمایهگذاری متفاوتی ایجاد کنند. طلا بهعنوان ابزاری راهبردی برای تنوعبخشی و ذخیره ارزش عمل میکند، در حالی که نقره فلزی پرنوسانتر با تقاضای صنعتی قابلتوجه است.»
او افزود: «بنابراین، فلزات گرانبها میتوانند هم به ایجاد تمایز در سبدهای دارایی کمک کنند و هم راهی برای تنوعبخشی در چارچوب روندهای بلندمدت رشد اقتصادی باشند.»
نقش مکمل طلا و نقره در پرتفوی سرمایهگذاران
آکولیان توضیح داد:« طلا و نقره چگونه میتوانند نقشهای مکملی در پرتفوی سرمایهگذاران ایفا کنند.»
او نوشت: «طلا از نظر تاریخی، بهویژه هنگام افت بازار سهام، نقش یک تکیهگاه راهبردی را ایفا کرده است. این فلز در شرایطی که تنوعبخشی بیشترین اهمیت را دارد، همبستگی پایینی با سهام داشته یا حتی همبستگی آن با سهام منفی بوده است.»
او افزود: «ما معتقدیم همین ویژگی باعث شده طلا در دورههای تنش بازار به یکی از باثباتترین ابزارهای تنوعبخشی تبدیل شود و در شرایطی که همبستگی میان سهام و اوراق قرضه غیرقابلاتکا بوده است، نقشی حیاتی در مدیریت پرتفوی داشته باشد.»
در مقابل، نقره نوسانات بیشتری داشته و رفتاری چرخهایتر از خود نشان داده است.
آکولیان گفت: «اگرچه نقره همواره همان مزایای طلا را در زمینه تنوعبخشی فراهم نکرده است، میتواند در طول چرخههای کامل بازار به بهبود تنوعبخشی کمک کند. این فلز در دورههای گسترش اقتصادی، افزایش تورم همراه با بهبود فعالیت اقتصادی و رشد صنعتی، ظرفیت بیشتری برای افزایش قیمت دارد.»
او افزود: «با توجه به نوسان بالاتر نقره، معمولاً وزن این فلز در سبد سرمایهگذاران کمتر از وزن طلا در نظر گرفته میشود.»
آکولیان صحبتهای خود را اینگونه پایان داد: «طلا و نقره میتوانند با ترکیب مزایای تنوعبخشی و قرار گرفتن در معرض تقاضای ساختاری بلندمدت، به سرمایهگذاران کمک کنند میان تابآوری و بهرهگیری از فرصتهای رشد تعادل برقرار کنند.»
















