به گزارش ذرهبین بورس، دیروز در خبرها خواندیم «مرکز اطلاعرسانی پلیس اعلام کرد «الف.لام» از سرکردگان شبکه تراستی که طی سالهای گذشته مبادرت به دریافت ارز حاصل از صادرات کرده بود، توسط کارآگاهان پلیس امنیت اقتصادی فراجا شناسائی و دستگیر شد. براساس اعلام پلیس، بدهی این فرد به شبکه بانکی کشور 300 میلیون یورو معادل بیش از 70 هزار میلیارد تومان است»
سؤال مهم اینست که فساد چگونه در یک جامعه نهادینه میشود؟ چه کسی مقصر است؟ کجای این کار میلنگد؟ کدام دستگاه به وظیفه خود به درستی عمل نمیکند که جامعه بگونهای در فساد غرق میشود که عدهای گرسنهاند و دهها میلیون نفر زیر خط فقر قرار دارند و عدهای دیگر در ویلاهای چندهزار متری بالای شهر یا پنتهاوسهای چندصد میلیاردی چنان غرق در ثروت هستند که نمیدانند با پولهایشان چه کنند؟
جواب این سؤالها هرچه باشد نمیتوان در این واقعیت تردید کرد که جامعهای با چنین ویژگیها نه انقلابی است و نه اسلامی. ما باید بپذیریم که با آرمانهای انقلاب و ارزشهای اسلامی فاصله زیادی گرفتهایم. آنچه امام خمینی به عنوان نقشه راه برای ایران بعد از انقلاب اسلامی ترسیم کرده بود و آنچه از سیره عملی خود بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی میدانیم با آنچه امروز در جامعه میبینیم بهیچوجه منطبق نیست. قرار بود انقلاب اسلامی فاصله طبقاتی را از بین ببرد، پابرهنهها و گودنشینها که صاحبان اصلی این انقلاب هستند به زندگی متوسطی که آنها را از محرومیت خارج کند برسند و جلوی غارت اموال بیتالمال توسط فرصتطلبان و زالوصفتان گرفته شود.
امروز نهتنها این آرمانها تحقق نیافتهاند بلکه فاصله طبقاتی بیشتر شده و تأسفبارتر اینکه غارت بیتالمال و فساد اقتصادی توسط عدهای فرصتطلب نهادینه شده است!شاید پیدا کردن جواب سؤالهائی که در زمینه چرائی پیدایش این وضعیت مطرح کردهایم کار مشکلی نباشد. ماجرا از اینجا شروع میشود که میترسیم نام سرشبکه تراستی با غارت 70 هزار میلیارد تومان را مطرح کنیم و به جای آن به حروف اختصاری «الف.ل» اکتفا میکنیم.
















