به گزارش ذرهبین بورس، روز جمعه ۲۰ شهریورماه، گزارشهایی از هدف قرار گرفتن خط لوله حیاتی شرق به غرب عربستان سعودی منتشر شد. بر اساس گزارشهای اولیه، پهپادهایی با منشأ نامشخص، تأسیسات و ایستگاههای پمپاژ این شاهراه انرژی را هدف قرار دادند.
وزارت امور خارجه عربستان سعودی ضمن تأیید این رخداد اعلام کرد که بخشهایی از این خط لوله در استانهای ریاض و مدینه آسیب دیده و این حملات خسارات و تلفاتی برجای گذاشته است. متعاقب آن، وزارت انرژی عربستان از توقف موقت فعالیت این شبکه با مدیریت شرکت آرامکو بهعنوان اقدامی احتیاطی خبر داد. اگرچه خبرگزاری رویترز در گزارش روز ۲۱ شهریور به نقل از منابعی در بغداد و ریاض، منشأ این پرتابهها را خاک عراق عنوان کرد، اما اخبار پیرامون این موضوع همچنان همراه با تناقض است.
با وقوع این حادثه، بار دیگر این پرسش کلیدی در محافل اقتصادی و ژئوپلیتیک مطرح شده است: اهمیت واقعی خط لوله شرق به غرب چیست و در غیاب آن، شریان نفت منطقه چه مسیرهایی پیشرو دارد؟
تاریخچه پترولاین؛ سنگر عربستان در برابر بحران تنگهها
خط لوله شرق به غرب عربستان که در ادبیات انرژی به «پترولاین» مشهور است، با طولی بالغ بر ۱۲۰۰ کیلومتر، نفت خام میادین اصلی از جمله بقیق و ظهران را از شرق شبهجزیره به بندر ینبع در کرانه دریای سرخ هدایت میکند. ریشه ساخت این ابرپروژه به اوایل دهه ۱۹۸۰ و کوران جنگ نفتکشها بازمیگردد؛ زمانی که ریاض برای کاهش وابستگی مطلق به تنگه هرمز، دست به ایجاد یک مسیر زمینی مستقیم زد.
این شاهراه انرژی که ظرفیت اولیه آن ۵ میلیون بشکه در روز طراحی شده بود، با سرمایهگذاریهای آرامکو ارتقا یافت و به حدود ۷ میلیون بشکه در روز رسید. اهمیت این کریدور پس از تشدید درگیریها در منطقه و مسدود شدن تنگه هرمز مضاعف شد؛ بهطوریکه بخش اعظم صادرات عربستان با افت محسوس ترددهای دریایی هرمز، به سمت بندر ینبع و گذرگاه دریای سرخ سوق داده شد.
با این حال، ناامنیها دست از سر مسیر غربی نیز برنداشت. تشدید درگیریها در یمن و تسلط نیروهای انصارالله بر مناطق کلیدی از جمله جزیره راهبردی میون در تنگه بابالمندب، ریسک تردد در دریای سرخ را به اوج رسانده است. همزمانی توقف پترولاین و تهدیدات بابالمندب، به این معناست که مسیر جایگزین کلاسیک عربستان نیز با چالشهای امنیتی جدی روبهروست.
فراتر از پترولاین؛ شبکه چندگانه اعراب برای مهار ریسک
آیا توقف خط لوله عربستان به معنای فلجشدن کامل صادرات نفت بدون عبور از تنگه هرمز است؟ پاسخ کارشناسان منفی است. کشورهای حوزه خلیجفارس در قالب چند لایه زیرساختی، در حال تنوعبخشی به مسیرهای امن ترانزیتی هستند:
کریدورهای ریلی و زمینی:
پروژه استراتژیک «جاده توسعه» در عراق با اتصال بندر فاو به ترکیه، بهعنوان معبری مطمئن برای پیوند زدن آبهای جنوبی به اروپا در دستور کار است. همراستا با آن، احیای راهآهن تاریخی حجاز بهمنظور اتصال ریلی عربستان، اردن و ترکیه و همچنین طرح «چهار دریا» با هدف تبدیل ترکیه و سوریه به پل ارتباطی میان خلیجفارس، خزر و مدیترانه دنبال میشود.
تنوع در خطوط انتقال نفت:
در میان خطوط لوله نفتی، امارات متحده عربی با تکیه بر خط لوله حبشان–فجیره، روزانه تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت را مستقیماً و بدون نیاز به ورود نفتکشها به تنگه هرمز، به ساحل دریای عمان میرساند. از سوی دیگر، عراق با فعالسازی ظرفیت خط لوله کرکوک–جیهان و پیشبرد طرح راهبردی انتقال نفت بصره به بندر عقبه در اردن، صادرات از سواحل مدیترانه و دریای سرخ را برنامهریزی کرده است.
مگاپروژه خط لوله دوقلوی منطقهای:
فراتر از ابتکارهای مجزا، ابرپروژه لوله دوقلوی نفت عراق با ظرفیت عملیاتی ۱۰ میلیون بشکه در روز در کانون توجه قرار دارد؛ مسیری که با گذر از خاک کویت، عربستان و امارات تا سواحل عمان امتداد مییابد و یک خروجی بدون نیاز به تنگه هرمز یا بابالمندب، مستقیماً به سمت اقیانوس هند فراهم میسازد.
















