به گزارش ذرهبین بورس، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) و ستاد کل نیروهای مسلح از مهمترین ارکان ساختار فرماندهی و مدیریت دفاعی جمهوری اسلامی ایران به شمار میروند؛ دو مجموعهای که در مقاطع متفاوت و برای پاسخ به نیازهای مختلف شکل گرفتند.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) در میانه جنگ تحمیلی و با هدف ایجاد فرماندهی و هماهنگی عملیاتی میان ارتش و سپاه تشکیل شد، در حالی که ستاد فرماندهی کل قوا که بعدها به ستاد کل نیروهای مسلح تغییر نام داد، با هدف ایجاد هماهنگی و انسجام در سطح کل نیروهای مسلح شکل گرفت.
قرارگاه خاتم چگونه شکل گرفت؟
بر اساس اسناد و خاطرات منتشرشده از آیتالله هاشمی رفسنجانی، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) در ۳۰ بهمن ۱۳۶۲ و در آستانه عملیات خیبر تشکیل شد. شکلگیری این قرارگاه حاصل تجربه سه سال نخست جنگ و آشکارشدن ضرورت ایجاد یک مرکز فرماندهی مشترک میان ارتش و سپاه بود.
در سالهای ابتدایی جنگ، ارتش و سپاه هر یک ساختار و شیوه عملیاتی خاص خود را داشتند و هماهنگکردن ظرفیتهای دو نیرو در عملیاتهای بزرگ یکی از چالشهای مهم فرماندهی جنگ محسوب میشد. ایجاد قرارگاههای مشترک مانند قرارگاه کربلا نیز برای حل این مسئله کافی نبود و با پیچیدهترشدن عملیاتها، نیاز به سطح بالاتری از فرماندهی مشترک احساس شد.
با تشکیل قرارگاه خاتم، طرحها و اقدامات عملیاتی ارتش و سپاه در چارچوب یک فرماندهی مشترک هماهنگ شد و این قرارگاه به تدریج به مرکز اصلی فرماندهی و هماهنگی عملیات مشترک نیروهای مسلح در دوران جنگ تبدیل شد.
تجربه جنگ و تولد یک ساختار کلانتر
تجربه جنگ نشان داد که هماهنگی نیروهای مسلح تنها به میدان عملیات محدود نمیشود و حوزههایی مانند سازماندهی، نیروی انسانی، آموزش، تجهیزات، پشتیبانی، صنایع دفاعی و لجستیک نیز نیازمند مدیریت و هماهنگی در سطحی فراگیر هستند.
در همین راستا، در سالهای پایانی جنگ ضرورت ایجاد ساختاری جامع برای هماهنگی کل نیروهای مسلح جدیتر شد. این روند در ۱۲ خرداد ۱۳۶۷ با صدور حکم امام خمینی(ره) برای انتصاب آیتالله هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرماندهی کل قوا وارد مرحله جدیدی شد و تشکیل «ستاد فرماندهی کل قوا» در دستور کار قرار گرفت.
به این ترتیب، دو ساختار مکمل شکل گرفتند؛ قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) برای فرماندهی مشترک در میدان و ستاد فرماندهی کل قوا برای مدیریت و هماهنگی کلان نیروهای مسلح.
از ستاد فرماندهی کل قوا تا ستاد کل نیروهای مسلح
پس از پایان جنگ، ساختار فرماندهی نیروهای مسلح وارد مرحله تازهای شد. در ۲۵ دی ۱۳۷۰ عنوان «ستاد فرماندهی کل قوا» به «ستاد کل نیروهای مسلح» تغییر یافت و این ستاد به ساختار اصلی ستادی و هماهنگکننده نیروهای مسلح تبدیل شد.
برنامهریزی کلان دفاعی، هماهنگی میان نیروهای مسلح، سازماندهی، سیاستگذاری، نظارت و ایجاد انسجام میان ارتش، سپاه و سایر نیروهای مسلح از جمله مأموریتهای این ستاد بود.
در مقابل، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) به عنوان مرکز فرماندهی و هدایت عملیات مشترک به فعالیت خود ادامه داد. بنابراین، از ابتدای دهه ۷۰ معماری فرماندهی نیروهای مسلح بر دو سطح مهم استوار بود: ستاد کل به عنوان ساختار عالی ستادی و راهبردی و قرارگاه خاتم به عنوان مرکز فرماندهی عملیات مشترک.
فرماندهان قرارگاه خاتم پس از جنگ
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) پس از پایان جنگ منحل نشد و مأموریت خود را در ساختار دفاعی کشور حفظ کرد. پس از استعفای آیتالله هاشمی رفسنجانی از سمت جانشینی فرماندهی کل نیروهای مسلح در شهریور ۱۳۶۸، آیتالله سیدعلی خامنهای فرماندهی این قرارگاه را برعهده گرفتند.
در سال ۱۳۹۵، سرلشکر غلامعلی رشید به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) منصوب شد و امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی نیز به عنوان جانشین او منصوب شد.
پس از شهادت سرلشکر رشید در نخستین روز جنگ ۱۲روزه در خرداد ۱۴۰۴، سرلشکر علی شادمانی در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ به فرماندهی قرارگاه منصوب شد. او نیز در پی جراحات ناشی از حملات در ۲۷ خرداد همان سال، در ۴ تیر ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
پس از آن، سرلشکر پاسدار علی عبداللهی به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) منصوب شد؛ انتصابی که با توجه به سابقه طولانی او در ساختار ستاد کل نیروهای مسلح اهمیت ویژهای داشت.
چه کسانی سکان ستاد کل را در دست داشتند؟
پس از تشکیل ستاد فرماندهی کل قوا در سال ۱۳۶۷، آیتالله هاشمی رفسنجانی ریاست این ستاد را بر عهده گرفت. پس از او، سرلشکر بسیجی سیدحسن فیروزآبادی در ۴ مهر ۱۳۶۸ به ریاست ستاد منصوب شد و نزدیک به سه دهه این مسئولیت را برعهده داشت.
در تیرماه ۱۳۹۵، سرلشکر محمدحسین باقری به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. در همان مقطع، سرلشکر غلامعلی رشید به فرماندهی قرارگاه خاتم و سردار علی عبداللهی به معاونت هماهنگکننده ستاد کل منصوب شدند.
پس از تغییرات بعدی در ساختار فرماندهی، مسئولیت جانشینی ستاد کل در مقاطع مختلف به چهرههایی همچون سرلشکر صالحی، امیر سرتیپ محمدرضا قرایی آشتیانی و امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده سپرده شد. پس از انتصاب نصیرزاده به عنوان وزیر دفاع در سال ۱۴۰۳، بار دیگر جانشینی ستاد کل به امیر قرایی آشتیانی واگذار شد.
سرلشکر باقری نیز تا خرداد ۱۴۰۴ ریاست ستاد کل نیروهای مسلح را برعهده داشت و پس از شهادت او در روزهای نخست جنگ ۱۲روزه، سرلشکر سیدعبدالرحیم موسوی به ریاست ستاد کل منصوب شد و سردار احمد وحیدی نیز جانشینی این ستاد را برعهده گرفت.
پس از انتصاب سردار وحیدی به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه در دیماه ۱۴۰۴، سردار عبداللهی به صورت همزمان علاوه بر فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص)، مسئولیت جانشینی ستاد کل نیروهای مسلح را نیز برعهده گرفت.
ادغام ستاد کل و قرارگاه خاتم؛ آغاز ساختاری جدید
تحولات نظامی و امنیتی سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ و تجربه جنگهای جدید، ضرورت بازنگری در ساختار فرماندهی نیروهای مسلح را بیش از گذشته برجسته کرد.
روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) پیش از آغاز جنگ رمضان در دستور کار قرار گرفته بود و در عصر دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، با حکم انتصاب سرلشکر عبداللهی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، تکمیل این روند مورد تأکید قرار گرفت.
این تحول در شرایطی رخ داد که سرلشکر عبداللهی پیش از این سابقه طولانی در ساختار ستادی نیروهای مسلح داشت و پس از جنگ ۱۲روزه نیز فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) شده بود.
از تفکیک «ستاد» و «میدان» تا فرماندهی یکپارچه
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) از ابتدا برای پاسخ به مسئله فرماندهی مشترک عملیات ایجاد شد، در حالی که ستاد فرماندهی کل قوا با هدف مدیریت و هماهنگی کلان نیروهای مسلح شکل گرفت و بعدها به ستاد کل نیروهای مسلح تبدیل شد.
بنابراین، این دو ساختار از ابتدا برای دو مأموریت متفاوت اما مکمل ایجاد شده بودند؛ یکی فرماندهی عملیات و دیگری مدیریت و هماهنگی کلان.
اکنون با تکمیل روند ادغام، این دو کارکرد در یک مجموعه قرار گرفتهاند؛ ساختاری که هم ظرفیت ستادی و راهبردی ستاد کل و هم ظرفیت عملیاتی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) را در اختیار خواهد داشت.
این تغییر را میتوان تلاشی برای کاهش فاصله میان «ستاد» و «میدان»، کوتاهترشدن مسیر انتقال تصمیمهای راهبردی به سطح عملیات و تسریع در انتقال اطلاعات و ارزیابیهای میدانی به سطح تصمیمگیری دانست.
در جنگهای جدید که همزمان عرصههای هوایی، موشکی، پهپادی، سایبری و اطلاعاتی را درگیر میکنند، سرعت تصمیمگیری و هماهنگی میان بخشهای مختلف نیروهای مسلح اهمیت بیشتری یافته است. از این منظر، یکپارچهشدن ساختار ستادی و عملیاتی میتواند با هدف کاهش موازیکاری، افزایش هماهنگی و کوتاهکردن زنجیره فرماندهی دنبال شده باشد.
به این ترتیب، تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) را میتوان یکی از مهمترین تحولات ساختار فرماندهی نیروهای مسلح از زمان پایان جنگ تحمیلی تاکنون دانست؛ تحولی که ریشه آن به تجربه جنگ تحمیلی اول بازمیگردد، اما شکل جدید آن در پاسخ به شرایط متفاوت جنگ و امنیت در دهه ۱۴۰۰ شکل گرفته است./ ایسنا
















