به گزارش ذرهبین بورس، بسیاری از ناظران معتقدند که اگرچه ایران دوران سختی را پشت سر گذاشته است، اما دشوارترین آزمونها هنوز در پیش رو قرار دارند؛ دو سالی که در آن، برآیند فشارهای داخلی و خارجی بیشترین تأثیر را بر سیاست و اقتصاد کشور خواهد گذاشت.
چالشهای چندلایه در عرصه بینالملل:
در سطح بینالمللی، جمهوری اسلامی با طیفی از چالشهای فزاینده مواجه است: احتمال تشدید رویارویی نظامی با آمریکا و اسرائیل، استمرار تحریمهای بینالمللی و اتحادیه اروپا، و بنبست در مذاکرات هستهای، چشمانداز سیاست خارجی را تیره کرده است. این انزوای دیپلماتیک، نه تنها بر جایگاه منطقهای سایه افکنده، بلکه جذب سرمایه و فناوریهای حیاتی را نیز مختل ساخته است.
تغییر جهت استراتژیک و خطر وابستگی جدید:
تهران برای خنثیسازی فشارهای غرب، بیش از پیش به همکاری با کشورهای شرقی متکی شده است. اجرای توافق راهبردی با روسیه نمونه بارز این تغییر جهت است که بهظاهر برای پر کردن جای خالی روابط با غرب طراحی شده است. با این حال، این پرسش اساسی مطرح است که آیا شرق میتواند به صورت مطمئنی جایگزین شبکه گسترده اقتصادی جهان غرب شود، یا این روند تنها منجر به ایجاد یک «وابستگی جایگزین» خواهد شد؟
فشار اقتصادی و لزوم اصلاحات ساختاری:
در داخل، دولت به سیاستهای ریاضتی از جمله کنترل شدید ارز، کاهش یارانهها و مداخلات گسترده در بازار متوسل شده است. این اقدامات که با هدف مهار تورم انجام میشوند، پیامدهای اجتماعی سنگینی به همراه دارند. افزایش هزینههای زندگی، شکاف طبقاتی را عمیقتر کرده و حس ناامیدی را در بخش بزرگی از جامعه تقویت کرده است؛ جایی که اقشار آسیبپذیر بیشترین فشار را متحمل میشوند.
کارشناسان تأکید میکنند که برای جلوگیری از فرسایش سرمایه اجتماعی، اصلاحات واقعی و ملموس، نه تنها در اقتصاد بلکه در مدیریت رسانه و سیاستگذاری فرهنگی، ضروری است. نادیده گرفتن خواست جامعه، فاصله میان مردم و حاکمیت را افزایش داده و بهطور متقابل، تضعیف ثبات داخلی، موضع ایران را در عرصه سیاست خارجی نیز دشوارتر خواهد ساخت.
دیدگاه کارشناسی: شرق، تاکتیک نه استراتژی:
حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، این شرایط را نیازمند «هماهنگی واقعبینانه» میداند. وی پیشنهاد میکند که نزدیکی به شرق (روسیه و چین) باید صرفاً به عنوان یک تاکتیک هوشمندانه برای ایجاد اهرم فشار متقابل علیه غرب و آگاه ساختن قدرتهای غربی از اشتباهاتشان استفاده شود، نه یک استراتژی بلندمدت جایگزین. مرعشی معتقد است که اگر این همکاریها به عنوان جایگزین خالص تعریف شوند، ایران از منافع بلندمدت خود فاصله خواهد گرفت. سیاست مطلوب، ترکیبی از همکاری همزمان با شرق و غرب بر پایه منافع ملی است تا توازن لازم برای مذاکره و تأمین منافع ایران حفظ شود.
دورنمای دو سال آینده نشان میدهد که موفقیت یا ناکامی دولت در مدیریت بحران اقتصادی داخلی و تحمل فشارهای ژئوپلیتیک بیرونی، مسیر کشور در دهه آینده را مشخص خواهد کرد. تداوم رویکرد فعلی، یعنی تکیه یکسویه بر شرق و بیتوجهی به نارضایتی عمومی، خطر بیثباتی سیاسی و اقتصادی را جدیتر خواهد ساخت.
خبرنگار: شهناز آقایی
















