به گزارش ذرهبین بورس، بازار سهام در هفتههای اخیر با افزایش چشمگیر حجم معاملات، شاخص، قیمت سهام و ورود نقدینگی، توجه فعالان اقتصادی را به خود جلب کرده است. بر اساس گزارشها، شاخص بورس در بازه شهریور تا پایان آذرماه شاهد رشد تقریبی ۶۰ درصدی بوده است. در نگاه اول، این رشد میتواند نشانه رونق بازار سرمایه تلقی شود، اما تحلیل عمیقتر متغیرهای کلان اقتصادی، این تصویر را به چالش میکشد.
همزمان با رشد شاخص، ارزش معاملات خرد نیز صعودی بوده و رکوردهای قابل توجهی به ثبت رسانده؛ به طوری که ارزش معاملات در هفته گذشته از مرز ۲۰ هزار میلیارد تومان نیز عبور کرد. میانگین ۱۵ هزار میلیارد تومانی ارزش معاملات در این دوره، حاکی از ورود جدی نقدینگی و افزایش تحرک در بازار است.
پرسش کلیدی: ریشهی این رشد کجاست؟ آیا بازار سهام بازتابی از رشد واقعی اقتصاد است یا صرفاً یک حرکت پولی؟
رشد بورس در غیاب رشد تولید
آمار رسمی تولید ناخالص داخلی (GDP) در نیمه اول سال نشان میدهد که رشد اقتصادی در اغلب بخشهای اصلی مانند صنعت، معدن و حملونقل منفی یا ضعیف بوده است. این شکاف آشکار بین رشد بورس و عملکرد واقعی بنگاهها، این گزاره رایج را زیر سوال میبرد که «حال بورس، حال اقتصاد است». تجربه تاریخی نشان داده است که بازارهای دارایی میتوانند بدون پشتوانه تولید و ارزشافزوده واقعی، صرفاً در واکنش به متغیرهای پولی و تورمی رشد کنند.
بازار سرمایه، ابزاری برای مقابله با تورم
در شرایطی که رشد اقتصادی پایدار وجود ندارد، افزایش قیمت داراییهایی نظیر سهام معمولاً همپای افزایش نرخ تورم اتفاق میافتد. در این فضا، رشد بورس لزوماً به معنای افزایش تولید یا خلق ارزش افزوده واقعی نیست، بلکه بیشتر بیانگر کاهش ارزش پول ملی و تلاش سرمایهها برای حفظ قدرت خرید است.
بازار سرمایه در وضعیت کنونی، بیش از آنکه آینهی اقتصاد واقعی باشد، به بازتابی از انتظارات تورمی تبدیل شده است. افزایش قیمت سهام در صنایع مختلف نه به دلیل بهبود فروش یا تولید، بلکه ناشی از رشد متغیرهای اسمی و افزایش هزینه جایگزینی داراییها رخ داده است. سرمایهگذاران در این شرایط ترجیح میدهند پول نقد خود را به داراییهای مالی و واقعی تبدیل کنند، روندی که با سیگنالهای پولی و ارزی مبنی بر افزایش نرخ ارز تشدید میشود.
تأثیر محوری سیاستهای ارزی بر شاخص
مهمترین عامل محرک رشد اخیر بازار سهام، تحولات در بازار ارز بوده است. اقداماتی نظیر حذف تدریجی ارزهای ترجیحی و شکلگیری نرخهای بالاتر دلار (تالار دوم)، سودآوری اسمی شرکتهای بورسی را به شدت تحت تأثیر قرار داد. اصلیترین محرک، افزایش سود ریالی شرکتها به واسطه رشد نرخ تسعیر ارز بود.
شرکتهایی که درآمد ارزی دارند یا قیمتگذاری محصولاتشان بر اساس بازارهای جهانی است، با افزایش نرخ ارز، سود اسمی بیشتری شناسایی کردند. به عنوان نمونه، در صنعت پتروشیمی، علیرغم کاهش قیمتهای جهانی کالاها از سال ۱۴۰۰، سود شرکتها صرفاً به دلیل افزایش نرخ تسعیر ارز رشد کرده است.
با تثبیت نرخ ارز در کانالهای بالاتر (مانند نرخ ۷۰ تا ۷۶ هزار تومانی در تالار اول و انتظارات برای نزدیکی به نرخهای ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار تومانی تالار دوم)، این عامل به مهمترین محرک صعود شاخص تبدیل شده است. در نتیجه، صعود اخیر بورس بیش از آنکه حاصل بهبود بنیادهای تولیدی باشد، نتیجه مستقیم افزایش نرخ ارز و تقویت انتظارات تورمی در اقتصاد است، امری که در صورت عدم اصلاحات ساختاری میتواند پیامدهای پایداری برای اقتصاد به همراه داشته باشد.
















