به گزارش ذرهبین بورس، «عسکه۲» در حالی وارد معاملات ثانویه بورس کالا شده که قیمت سکه نقدی در محدوده ۲۳۲ میلیون تومان و قیمت اوراق سلف سکه در حدود ۲۳۷ میلیون تومان قرار دارد. با این حال، بالاتر بودن قیمت اوراق به معنای گرانتر بودن آن نسبت به دارایی پایه نیست؛ چراکه ساختار عسکه۲ تفاوت مهمی با سکه نقدی دارد.
دارنده این اوراق در سررسید میتواند میان دریافت سکه یا دریافت اصل سرمایه به همراه سود ثابت ۷ درصدی یکی را انتخاب کند. همین ویژگی برای عسکه۲ نوعی کف قیمتی ایجاد میکند و موجب میشود رفتار آن در بازار ثانویه الزاماً همجهت با قیمت سکه نقدی نباشد. از منظر اقتصادی، ساختار این اوراق را میتوان به ترکیبی از خرید سکه و یک اختیار فروش با قیمت اعمال مشخص تشبیه کرد.
کف اقتصادی عسکه۲ چقدر است؟
برای ارزیابی ارزش عسکه۲، نخست باید به بازده تضمینشده آن توجه کرد. براساس شرایط قرارداد، دارنده اوراق در سررسید میتواند به جای دریافت سکه، اصل سرمایه خود را به همراه ۷ درصد سود دریافت کند.
با درنظرگرفتن مبلغ تسویه تضمینشده در حدود ۲۵۲ میلیون تومان، میتوان این رقم را کف اسمی ارزش قرارداد در سررسید در نظر گرفت. البته سرمایهگذار نمیتواند در زمان حال، این رقم را بدون لحاظکردن زمان باقیمانده تا سررسید مبنای ارزشگذاری قرار دهد؛ چراکه سرمایه او در این فاصله امکان کسب بازده در سایر ابزارهای سرمایهگذاری را دارد.
از این منظر، عسکه۲ از نظر اقتصادی شباهت زیادی به معامله یک اختیار فروش سکه با قیمت اعمال ۲۵۲ میلیون تومان دارد. ارزش این حمایت نیز به زمان باقیمانده تا سررسید وابسته است؛ بهطوری که هرچه فاصله تا سررسید بیشتر باشد، ارزش این اختیار بیشتر خواهد بود و با نزدیکشدن به سررسید، این فاصله کاهش مییابد.
در بازار، سرمایهگذار میتواند به جای خرید عسکه۲، منابع خود را در ابزارهای درآمد ثابت قرار دهد و از بازده ماهانه مرکب استفاده کند. بنابراین جذابیت خرید این اوراق باید در مقایسه با بازده گزینههای جایگزین سنجیده شود.
به همین دلیل، با نزدیکشدن به سررسید، کف قیمتی عسکه۲ افزایش پیدا میکند. هرچه زمان باقیمانده کمتر شود، هزینه فرصت سرمایهگذار برای رسیدن به مبلغ تضمینشده در سررسید نیز کاهش مییابد. در نهایت، کف قیمت اوراق به محدوده ۲۵۱ میلیون تومان نزدیک خواهد شد.
چرا عسکه۲ میتواند خلاف جهت سکه حرکت کند؟
تفاوت ساختاری عسکه۲ با سکه نقدی، مهمترین دلیل امکان حرکت متفاوت این دو دارایی است. در یک دارایی معمولی، کاهش قیمت دارایی پایه معمولاً به افت قیمت ابزار مرتبط با آن منجر میشود؛ اما درباره عسکه۲، قیمت اوراق علاوه بر قیمت طلا، به مبلغ تضمینشده در سررسید و زمان باقیمانده تا ۱۸ آذر امسال نیز وابسته است.
به بیان ساده، اگر قیمت سکه نقدی کاهش پیدا کند اما عسکه۲ همچنان فاصله قابلتوجهی با کف آربیتراژی خود داشته باشد، افت قیمت سکه الزاماً به همان میزان در قیمت اوراق منعکس نمیشود.
دلیل این موضوع آن است که دارنده عسکه۲ صرفاً روی قیمت طلا سرمایهگذاری نکرده است؛ بلکه در کنار امکان دریافت سکه، یک گزینه جایگزین برای دریافت اصل سرمایه و سود قرارداد نیز در اختیار دارد.
تضمین بازپرداخت اصل سرمایه و سود را میتوان از منظر اقتصادی به نوعی اختیار فروش تشبیه کرد. اگر ارزش سکه در سررسید پایین باشد، دارنده میتواند به جای دریافت سکه، اصل سرمایه و سود قرارداد را دریافت کند. البته این تشبیه صرفاً از منظر اقتصادی است و به معنای آن نیست که عسکه۲ از نظر حقوقی یک اختیار فروش استاندارد محسوب میشود.
در نتیجه، عسکه۲ میتواند در برخی مقاطع در برابر افت قیمت طلا مقاومت بیشتری نشان دهد. حتی اگر فاصله قیمت اوراق با کف آربیتراژی کاهش یابد، ورود نقدینگی از ابزارهای درآمد ثابت به سمت عسکه۲ میتواند زمینه حرکت متفاوت اوراق نسبت به سکه نقدی را فراهم کند.
عسکه۲ از نگاه بانک مرکزی
در سوی دیگر این معامله، بانک مرکزی قرار دارد. انتشار عسکه۲ را نمیتوان صرفاً فروش سکه از سوی بانک مرکزی تلقی کرد. بانک مرکزی منابع ریالی را در زمان حاضر دریافت میکند، اما تعهد تحویل سکه یا پرداخت اصل سرمایه و سود را به آینده منتقل خواهد کرد.
از این منظر، عسکه۲ ابزاری برای جذب نقدینگی در یک دوره مشخص نیز محسوب میشود. در صورت استقبال سرمایهگذاران، بخشی از منابعی که میتوانست مستقیماً وارد بازار فیزیکی سکه و طلا شود، به سمت خرید اوراق هدایت خواهد شد.
این انتقال برای سیاستگذار اهمیت دارد؛ چراکه تقاضای سرمایهگذاری برای طلا را از بازار فیزیکی به یک بازار مالی رسمی منتقل میکند و در اختیار بانک مرکزی ابزار دیگری برای مدیریت جریان نقدینگی و انتظارات بازار قرار میدهد.
البته بانک مرکزی با انتشار این اوراق، تمام ریسک تغییر قیمت سکه را از خود دور نمیکند. اگر قیمت سکه در سررسید رشد قابلتوجهی داشته باشد، دارنده اوراق احتمالاً دریافت سکه را انتخاب خواهد کرد و در این حالت، افزایش ارزش دارایی پایه میتواند هزینه اقتصادی تعهد بانک مرکزی را افزایش دهد.
در مقابل، اگر قیمت سکه در سررسید جذابیت کافی نداشته باشد، دارنده میتواند تسویه نقدی با بازده ۷ درصدی را انتخاب کند. بنابراین، انتشار عسکه۲ الزاماً به معنای کسب سود قطعی و بدون ریسک برای بانک مرکزی نیست و منفعت اصلی آن را باید در سطح سیاستگذاری، مدیریت نقدینگی و هدایت تقاضای طلا به بازار رسمی ارزیابی کرد.
عسکه۲؛ نقطه اتصال بازار طلا و درآمد ثابت
عسکه۲ در نقطهای میان دو بازار قرار گرفته است؛ از یک سو ارزش آن به قیمت طلا و سکه وابسته است و از سوی دیگر با نرخ بازده ابزارهای درآمد ثابت رقابت میکند.
اگر قیمت سکه در سررسید به اندازهای افزایش پیدا کند که ارزش دریافت سکه از تسویه نقدی بیشتر شود، دریافت سکه برای دارنده اوراق جذابتر خواهد بود. در مقابل، در صورت کاهش یا ثبات قیمت سکه، بازده تضمینشده ۷ درصدی میتواند به یکی از عوامل اصلی تعیینکننده ارزش اوراق تبدیل شود.
همزمان با گذشت زمان، فاصله عسکه۲ از کف آربیتراژی کاهش پیدا میکند و کف قیمتی اوراق به سمت مبلغ تضمینشده در سررسید حرکت خواهد کرد. بنابراین حتی در صورت نزولیشدن بازار طلا، افت قیمت عسکه۲ نمیتواند بدون محدودیت ادامه پیدا کند؛ چراکه نزدیکشدن قیمت اوراق به کف، جذابیت آن را در مقایسه با ابزارهای درآمد ثابت افزایش میدهد.
در مجموع، میتوان عسکه۲ را ترکیبی از مواجهه با قیمت طلا و یک بازده تضمینشده دانست. همین ترکیب، رفتار قیمتی آن را از سکه نقدی متمایز میکند و همزمان به بانک مرکزی امکان میدهد از این ابزار برای جذب منابع، مدیریت تقاضای طلا و انتقال بخشی از تعهدات مالی به آینده استفاده کند.
















