به گزارش ذرهبین بورس، شرکتهای پالایشی برای تصمیمگیری درباره سرمایهگذاری، برنامهریزی تولید و برآورد سودآوری، بیش از هر چیز به یک سازوکار شفاف و قابل پیشبینی در تعیین نرخ خوراک و فرآوردهها نیاز دارند.
بر این اساس، هرچه نرخ خوراک و نرخ فروش فرآوردهها بر مبنای فرمولی مشخص و قابل محاسبه تعیین شود، تحلیلگران بازار سرمایه نیز میتوانند با دقت بیشتری حاشیه سود و چشمانداز سودآوری شرکتهای پالایشی را برآورد کنند. در مقابل، تغییر مداوم مبنای محاسبات یا جایگزین شدن تصمیمهای مقطعی به جای فرمول مشخص، موجب افزایش عدمقطعیت در تحلیل این صنعت خواهد شد.
این موضوع طی ماههای اخیر نیز مورد توجه بازار قرار گرفته است. در مردادماه ۱۴۰۵ و پس از انتشار اخبار و گمانهزنیهایی درباره تغییر دستورالعمل قیمتگذاری خوراک و فرآوردههای نفتی، یکی از شرکتهای پالایشی در اطلاعیه شفافسازی اعلام کرد که تا آن زمان دستورالعمل جدیدی ابلاغ نشده و محاسبات همچنان بر اساس دستورالعمل تمدیدشده انجام میشود.
در شهریورماه نیز بر اساس نامه وزارت نفت که در اطلاعیه شرکت پالایش نفت تهران منعکس شد، مبانی محاسبه نرخ خوراک نفت خام و فرآوردههای اصلی پالایشگاهها بر اساس آخرین ابلاغیه موجود تشریح شد. در این چارچوب، عواملی همچون کیفیت و حجم خوراک و فرآوردهها نیز در محاسبات مورد توجه قرار گرفت.
نرخ خوراک چه اثری بر بورس دارد؟
اهمیت نرخ خوراک برای سهامداران از آنجا ناشی میشود که بازار سرمایه عمدتاً به سودآوری آینده شرکتها نگاه میکند. بنابراین اگر سرمایهگذاران به این جمعبندی برسند که افزایش نرخ خوراک بدون رشد متناسب قیمت فرآوردهها اتفاق خواهد افتاد، انتظار آنها از سودآوری پالایشگاهها کاهش یافته و این موضوع میتواند بر ارزشگذاری سهام این شرکتها فشار وارد کند.
در مقابل، افزایش قیمت نفت خام لزوماً به معنای کاهش سودآوری پالایشگاهها نیست. چنانچه رشد قیمت خوراک با افزایش قیمت فرآوردهها و بهبود حاشیه پالایش همراه شود، اثر نهایی بر سودآوری شرکت میتواند متفاوت باشد.
دادههای بازار جهانی نیز نشان میدهد حاشیه پالایش یا کرکاسپرد در کنار قیمت نفت خام، یکی از متغیرهای مهم برای ارزیابی وضعیت صنعت پالایش است. در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ نیز افزایش قیمت نفت خام همزمان با رشد حاشیه پالایش در بازارهای جهانی گزارش شد و افزایش کرکاسپرد فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت، از عوامل تقویت انگیزه پالایشگاهها برای افزایش تولید بود.
از این رو، ارزیابی سهام شرکتهای پالایشی صرفاً بر مبنای قیمت نفت خام نمیتواند تصویر دقیقی از وضعیت این صنعت ارائه دهد و متغیرهایی همچون نرخ خوراک، قیمت فرآوردهها، کرکاسپرد، ترکیب تولید، نرخ ارز، کیفیت نفت خام، هزینههای پالایش و سیاستهای دولت باید بهصورت همزمان مورد بررسی قرار گیرند.
نرخ بالا یا نرخ غیرقابل پیشبینی؟
بحث درباره نرخ خوراک نباید صرفاً به دوگانه «خوراک ارزان به نفع پالایشگاه» یا «خوراک گران به نفع دولت» محدود شود. یک صنعت بزرگ پالایشی برای سرمایهگذاری بلندمدت، بیش از هر چیز به فرمولی شفاف، پایدار و قابل پیشبینی نیاز دارد.
اگر دولت نرخ خوراک را به شاخصهای معتبر جهانی متصل کند و همزمان سازوکار قیمتگذاری فرآوردهها نیز شفاف باشد، فعالان بازار سرمایه میتوانند سودآوری شرکتهای پالایشی را با دقت بیشتری برآورد و ارزشگذاری کنند.
در نهایت، برای سهامدار یک شرکت پالایشی، پرسش اصلی تنها این نیست که «خوراک گران شد یا ارزان؟»؛ بلکه موضوع مهمتر این است که پس از تغییر نرخ خوراک، حاشیه سود پالایشگاه چه تغییری خواهد کرد؟
همین متغیر است که میتواند فاصله میان یک خبر قیمتی و یک تغییر واقعی در سودآوری شرکت را مشخص کند.
















