وکغدیر با چه ارزش داراییهایی معامله میشود؟
به گزارش ذرهبین بورس، بر اساس محاسبات خالص ارزش داراییها در ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، ارزش روز پرتفوی بورسی «وکغدیر» به حدود ۴۷ هزار و ۹۴۹ میلیارد تومان رسیده است. این رقم در مقایسه با بهای تمامشده پرتفوی، حدود ۴۱ هزار و ۱۴۶ میلیارد تومان ارزش افزوده بورسی ایجاد کرده است.
از مهمترین داراییهای بورسی وکغدیر میتوان به سنگآهن گهرزمین، فولاد آلیاژی ایران، آهن و فولاد غدیر ایرانیان و موتوژن اشاره کرد.
در بخش غیربورسی نیز ارزش برآوردی داراییهای وکغدیر حدود ۳۵ هزار و ۵۸۷ میلیارد تومان محاسبه شده که از این محل حدود ۳۰ هزار و ۹۷۲ میلیارد تومان ارزش افزوده ایجاد شده است.
بر این اساس، NAV هر سهم وکغدیر در ۱۵ شهریور حدود ۹ هزار و ۲۳۷ ریال برآورد شده و نسبت قیمت بازار به NAV شرکت در آن مقطع حدود ۶۰ درصد بوده است. این نسبت در محاسبات بعدی نیز در محدوده ۶۲ درصد قرار گرفته است.
به این ترتیب، قیمت بازار وکغدیر در مقایسه با NAV محاسبهشده، با تخفیف معامله میشود؛ موضوعی که در کنار پروژههای توسعهای شرکت اهمیت بیشتری پیدا میکند، چرا که بخشی از این پروژهها هنوز به مرحله تولید کامل و ایجاد جریان نقد پایدار نرسیدهاند.
وکغدیر همچنان یک هلدینگ فولادی است
یکی از ویژگیهای مهم ساختار فعلی وکغدیر، تمرکز بالای پرتفوی بورسی شرکت بر زنجیره فولاد است.
بر اساس مقایسه هلدینگهای سرمایهگذاری فعال در این صنعت، سهم زنجیره فولاد از پرتفوی بورسی وکغدیر، اپال و میدکو ۱۰۰ درصد گزارش شده است؛ در حالی که این نسبت در هلدینگهایی مانند وکادو و وامید حدود ۶۶ درصد است.
این تمرکز از یک سو به وکغدیر امکان حضور در بخشهای مختلف زنجیره معدن تا فولاد را داده، اما از سوی دیگر باعث شده عملکرد شرکت در معرض مجموعهای از متغیرهای مشترک قرار داشته باشد؛ از جمله قیمت سنگآهن و فولاد، محدودیت انرژی، سیاستهای قیمتگذاری داخلی و شرایط صادرات.
در چنین شرایطی، ورود جدیتر وکغدیر به حوزه طلا را میتوان بخشی از تلاش برای توسعه و متنوعسازی پرتفوی داراییهای شرکت دانست.
خونیک؛ ذخیرهای که بزرگتر شد
یکی از مهمترین تحولات سال ۱۴۰۵ در پرتفوی توسعهای وکغدیر، به معدن طلای خونیک مربوط میشود.
بر اساس اطلاعات منتشرشده در نشست اخیر وکغدیر، ذخیره برآوردشده این معدن پس از تکمیل عملیات اکتشافی به حدود ۶.۷ میلیون تن کانسنگ با عیار متوسط یک گرم طلا در هر تن رسیده است.
برای کارخانه فرآوری خونیک نیز ظرفیت تولید سالانه ۴۰۰ کیلوگرم طلا تعریف شده و حجم سرمایهگذاری پروژه حدود یک هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان اعلام شده است.
بر اساس آخرین اطلاعات منتشرشده، پروژه خونیک در مرحله تأمین و نصب تجهیزات صنعتی کارخانه قرار دارد.
اهمیت این اعداد زمانی بیشتر مشخص میشود که آنها را با برآوردهای اولیه پروژه مقایسه کنیم. خونیک در ابتدا با ذخیرهای بهمراتب کوچکتر مطرح شده بود، اما توسعه عملیات اکتشافی، ابعاد اقتصادی پروژه را تغییر داده است.
ذخیره ۶.۷ میلیون تنی با عیار متوسط یک گرم به معنای وجود بالقوه حدود ۶.۷ تن طلای محتوی در کانسنگ است؛ البته این رقم به معنای طلای قابل فروش نیست و عواملی مانند نرخ بازیابی کارخانه، عیار واقعی خوراک، اتلاف فرآیند، هزینه استخراج و فرآوری و ساختار قراردادها تعیین میکنند چه میزان از این ذخیره در نهایت به درآمد و سود تبدیل شود.
نکته مهم در مورد خونیک این است که پروژه از مرحله صرفاً شناسایی ذخیره عبور کرده و اکنون در مسیر تبدیل ذخیره معدنی به ظرفیت تولید قرار دارد.
جنگسر؛ پروژه ۴۰ میلیون دلاری وکغدیر
دومین پروژه مهم طلایی وکغدیر، معدن جنگسر در خوی است.
در مرداد ۱۴۰۵، مدیرعامل هلدینگ بینالمللی صنعتی و معدنی غدیر از آغاز اجرای طرح توسعه این معدن با سرمایهگذاری حدود ۴۰ میلیون دلار خبر داد.
بر اساس این برنامه، معدن و کارخانه فرآوری طلا در جنگسر با هدف تولید سالانه ۴۰۰ کیلوگرم شمش طلا توسعه خواهد یافت.
اهمیت این پروژه در آن است که جنگسر دیگر صرفاً یک پروژه اکتشافی نیست و وارد فاز سرمایهگذاری برای ایجاد ظرفیت فرآوری شده است.
در صورت تحقق ظرفیت طراحیشده دو پروژه خونیک و جنگسر، مجموع ظرفیت اسمی این دو پروژه به حدود ۸۰۰ کیلوگرم طلا در سال خواهد رسید.
البته این رقم به معنای تولید فعلی وکغدیر نیست. خونیک همچنان در مرحله تکمیل تجهیزات قرار دارد و جنگسر نیز در ابتدای اجرای طرح توسعه است.
با این حال، همین ظرفیت بالقوه نشان میدهد بخش طلا میتواند در سالهای آینده سهم بیشتری در ارزش داراییهای گروه غدیر پیدا کند.
از زنجیره فولاد به سمت پرتفوی متنوعتر
نقطه اصلی تحلیل وکغدیر را میتوان در همین تغییر تدریجی ساختار داراییها جستوجو کرد.
در شرایط فعلی، تقریباً تمام پرتفوی بورسی شرکت به زنجیره فولاد متصل است. در مقابل، پروژههایی مانند خونیک و جنگسر در بخش غیرآهنی قرار دارند و اقتصاد آنها به متغیرهای متفاوتی، بهویژه قیمت جهانی طلا و نرخ ارز وابسته است.
توسعه پروژههای طلایی میتواند از دو مسیر بر ساختار وکغدیر اثر بگذارد؛ نخست، از طریق توسعه داراییهای معدنی و تولیدی، ظرفیت افزایش NAV شرکت را ایجاد کند و دوم، تمرکز درآمد و داراییهای وکغدیر بر زنجیره فولاد را کاهش دهد.
برای هلدینگی که در پایان شهریورماه حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان ارزش بازار دارد، این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که نسبت قیمت سهم به NAV همچنان در محدوده ۶۰ تا ۶۲ درصد قرار دارد.
بازار چه بخشی از ارزش وکغدیر را هنوز محاسبه نکرده است؟
با وجود نسبت پایین P/NAV، نمیتوان صرفاً بر اساس این معیار نتیجه گرفت که وکغدیر حتماً کمتر از ارزش واقعی خود معامله میشود؛ چرا که NAV شرکت به نحوه ارزشگذاری داراییهای غیربورسی و مفروضات مورد استفاده در محاسبات حساس است.
با این حال، بخش مهمی از ارزش آینده پروژههای طلایی وکغدیر به اجرای موفق پروژهها وابسته است و صرف وجود ذخایر معدنی بهتنهایی برای ایجاد درآمد و سود کافی نیست.
در پروژه خونیک، متغیرهای مهم پیشرو شامل میزان پیشرفت کارخانه، نرخ بازیابی و زمان آغاز تولید تجاری است.
در جنگسر نیز باید روند اجرای سرمایهگذاری ۴۰ میلیون دلاری، توسعه معدن و احداث کارخانه با ظرفیت ۴۰۰ کیلوگرم تولید سالانه دنبال شود.
در صورت ورود این دو پروژه به مرحله تولید مطابق برنامه، ساختار وکغدیر میتواند از یک هلدینگ متمرکز بر آهن و فولاد فاصله گرفته و بخشی از ارزش خود را از داراییهای مرتبط با بازار طلا کسب کند.
در چنین شرایطی، اهمیت خونیک و جنگسر صرفاً به داشتن دو معدن طلا محدود نمیشود؛ بلکه تبدیل ذخایر معدنی به ظرفیت تولید و در نهایت جریان نقد، مهمترین متغیری است که باید در تحلیل آینده وکغدیر دنبال شود.
به همین دلیل، خونیک و جنگسر را میتوان از پروژههای جانبی فراتر دانست؛ دو پروژهای که میزان پیشرفت آنها میتواند در سالهای آینده در ارزیابی ارزش داراییها و ساختار درآمدی وکغدیر نقش مهمی داشته باشد.
















