به گزارش ذرهبین بورس، تولید یک محموله میلگرد یا شمش فولادی، پیش از رسیدن کالا به مرزهای صادراتی، زنجیرهای طولانی از فعالیتهای صنعتی و سرمایهگذاری را پشت سر میگذارد. از استخراج و فرآوری سنگآهن گرفته تا تولید گندله و آهن اسفنجی، همگی با مصرف انرژی، نیروی انسانی، سرمایه در گردش و تجهیزات انجام میشود تا محصول نهایی به مرحله عرضه برسد.
در چنین شرایطی، انتظار میرود ارز حاصل از صادرات محصولات فولادی به چرخه تولید بازگردد؛ ارزی که میتواند برای تأمین مواد اولیه، خرید قطعات و تجهیزات، توسعه خطوط تولید یا جبران نیاز بنگاهها به سرمایه در گردش به کار گرفته شود.
با این حال، در بخشی از تجارت صادراتی فولاد، تولیدکننده لزوماً آخرین حلقه معامله نیست. در این مدل، محصول ابتدا در بازار داخلی به یک تاجر یا واسطه فروخته میشود و سپس صادرات کالا با استفاده از کارت بازرگانی شخص یا شرکت دیگری انجام میگیرد.
به این ترتیب، کالا از کارخانه تولیدکننده خارج میشود، اما تعهد بازگشت ارز صادراتی به نام دارنده کارت بازرگانی ثبت خواهد شد؛ موضوعی که میتواند ارتباط مستقیم میان تولیدکننده، صادرات محصول و ارز حاصل از آن را کمرنگ کند.
برای درک ابعاد این روند، آمار صادراتی میتواند تصویری اولیه ارائه دهد. بر اساس دادههای ۹ ماهه سال ۱۴۰۴، حجم صادرات آهن و فولاد ۳۰ درصد و حجم کل صادرات زنجیره فولاد ۴۳ درصد افزایش یافت؛ ارقامی که در نگاه نخست از رشد قابل توجه تجارت خارجی این صنعت حکایت دارد.
با این حال، افزایش حجم صادرات بهتنهایی برای ارزیابی اثر آن بر تولید کافی نیست. نحوه فروش کالا، هویت صادرکننده و مسیر بازگشت ارز، از جمله متغیرهایی هستند که تعیین میکنند درآمد ارزی صادرات فولاد تا چه اندازه به تقویت تولید و سرمایهگذاری در این صنعت منجر شده است.
















