توقف ۴۲ نماد، فراتر از چند شرکت خاص بود
به گزارش ذرهبین بورس، بازگشت معاملات سهام پس از ۸۰ روز تعطیلی و ۵۱ روز کاری، صرفاً به معنای باز شدن دوباره تالار شیشهای نبود؛ بخشی از وزن سنگین بازار عملاً همچنان خارج از چرخه کشف قیمت مانده بود. در آن مقطع، ۴۲ نماد بورسی و فرابورسی به دلیل آسیبهای مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از جنگ در فهرست توقف قرار گرفتند. این نمادها در مجموع حدود ۳۵ تا ۳۶ درصد ارزش بازار را نمایندگی میکردند؛ بنابراین غیبت آنها تنها یک موضوع مرتبط با چند شرکت خاص نبود، بلکه بخشی معنادار از ساختار بازار سهام را از فرآیند قیمتگذاری خارج میکرد.
سه گروه در صف توقف قرار گرفتند
بر اساس اعلام نهادهای نظارتی در زمان بازگشایی، توقف نمادها به شرکتهای مستقیمالضرر محدود نبود و سه گروه اصلی را شامل میشد:
گروه نخست؛ آسیبدیدههای مستقیم: شرکتهایی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، برخی شرکتهای پتروشیمی و دارویی که مستقیماً هدف خسارتهای جنگ قرار گرفته بودند.
گروه دوم؛ وابستههای عملیاتی: شرکتهایی که آسیب مستقیم نداشتند اما به خدمات، انرژی یا زیرساخت شرکتهای آسیبدیده وابستگی بالایی داشتند و با توقف یا اختلال در زنجیره تولید مواجه بودند.
گروه سوم؛ هلدینگها و شرکتهای سرمایهگذاری: نهادهایی که بخش قابل توجهی از پرتفوی آنها را سهام شرکتهای آسیبدیده تشکیل میداد؛ چرا که بازگشایی بدون اطلاعات کافی، ارزشگذاری آنها را با ابهام جدی مواجه میکرد.
در فهرست اولیه، نمادهایی نظیر «مبین»، «نوری»، «پارس»، «آریا»، «جم»، «جمپیلن»، «شپدیس»، «زاگرس»، «بفجر»، «مارون»، «شکبیر»، «شگویا»، «اروند»، «بوعلی»، «شفن»، «شغدیر»، «شیراز»، «شاوان»، «فخوز»، «فولاد»، «حکشتی»، «تاپیکو»، «پارسان»، «فارس»، «وغدیر» و چند نماد دیگر قرار داشتند.
چرا توقف، سهم هیجان را از قیمتها حذف کرد
به باور کارشناسان، توقف طولانی نماد در نگاه نخست با اصل نقدشوندگی در تضاد به نظر میرسد؛ اما شرایط جنگی وضعیت عادی بازار نبود. اگر شرکتی با آسیب فیزیکی، توقف تولید، اختلال در تامین خوراک یا انرژی، از بین رفتن بخشی از ظرفیت تولید یا ابهام در زمان بازگشت به فعالیت عادی مواجه باشد، قیمتگذاری سهام آن بدون انتشار اطلاعات کافی میتواند به همان اندازه خطرناک باشد.
ریاست سازمان بورس نیز در زمان بازگشایی اعلام کرد که بازار سهام طی ۵۱ روز کاری به دو دلیل تعطیل بوده است: ابهام ناشی از شرایط جنگ و ضرورت افشا و گزارشگری مالی شرکتها. به این ترتیب، توقف نمادها کارکردی کلیدی داشت؛ جلوگیری از معامله سهام شرکتهایی که صورتهای مالیشان روشن نیست، با قیمتهایی که حاصل هیجان و حدساند، نه اطلاعات بنیادی.
هزینه توقف؛ از نقدشوندگی تا ابهام ارزشگذاری
روی دیگر این تصمیم، هزینهای بود که به سهامداران و ساختار بازار تحمیل شد. مهمترین هزینه، از بین رفتن نقدشوندگی است؛ سهامدار شرکتی که نمادش متوقف است حتی در صورت نیاز به نقدینگی امکان فروش ندارد، موضوعی که برای سهامداران خرد به دلیل فقدان ابزارهای متنوع مدیریت نقدینگی اهمیت بیشتری دارد.
هزینه دوم به ابهام در ارزشگذاری شرکتها و صندوقها برمیگردد. با توقف معاملات، ارزش روز سهام مشخص نیست و این مسئله برای هلدینگها و صندوقهایی که سهام متوقفها را در پرتفوی خود دارند، پیچیدهتر میشود. در این شرایط، ارزشگذاری داراییها ناچار بر مبنای آخرین قیمت معاملاتی، ارزش کارشناسی یا روشهای جایگزین انجام میشود که لزوماً انعکاسدهنده قیمت واقعی امروز نیستند.
بازگشایی ناقص، اما با یک اثر مثبت
در روزهای نخست، غیبت غولهای پتروشیمی، فولاد و سرمایهگذاری، بخش بزرگی از جریان نقدینگی را به سمت نمادهای باز هدایت کرد و بازار عملاً با «بازگشایی ناقص» مواجه بود؛ معاملات آغاز شده بود اما همه اجزای اصلی به تالار بازنگشته بودند.
با این حال، منطق بازگشایی تدریجی یک اثر مثبت هم داشت: کاهش شوک ناشی از بازگشت یکباره همه شرکتها. به گفته کارشناسان، اگر تمام ۴۲ نماد در همان روز نخست و بدون تکمیل اطلاعات باز میشدند، حجم قابل توجهی از عرضه یا تقاضای هیجانی میتوانست نوسانات بازار را تشدید کند؛ در مقابل، بازگشایی مرحلهای اجازه داد اطلاعات به تدریج منتشر و قیمتها بر اساس دادههای جدید شکل بگیرند.
وضعیت امروز؛ چهار نماد در انتظار کدال
بر اساس آخرین اعلام نهادهای مربوطه در ۲۰ مرداد، بررسی وضعیت نمادهای فهرست اولیه نشان میدهد که ۳۸ نماد از ۴۲ نماد بازگشایی شدهاند و تنها چهار نماد همچنان در وضعیت توقف قرار دارند. بازگشایی این نمادها منوط به ارائه صورتهای مالی و انتشار اطلاعات لازم در سامانه کدال اعلام شده است.
















