به گزارش ذرهبین بورس، اقتصاد مدرن طی دهههای گذشته بر پایه دسترسی گسترده، نسبتاً ارزان و پایدار به سوختهای فسیلی شکل گرفته است. اگرچه انرژیهای تجدیدپذیر با سرعت در حال توسعه هستند، نفت و گاز همچنان بیش از نیمی از مصرف انرژی جهان را تشکیل میدهند؛ بنابراین، هرگونه اختلال جدی در تولید یا انتقال انرژی از خلیج فارس، پیامدهایی فراتر از منطقه خواهد داشت.
پرسش اصلی این است که در صورت تداوم جنگ و آسیب دیدن تأسیسات نفت و گاز، پایانههای صادراتی یا مسیرهای حیاتی کشتیرانی، آیا سایر تولیدکنندگان میتوانند جای خالی نفت و گاز خلیج فارس را پر کنند؟
نفت همچنان در اقتصاد جهان نقش محوری دارد
با وجود حرکت اقتصاد جهانی به سمت انرژیهای پاک، سوختهای فسیلی دستکم برای چند دهه آینده بخش مهمی از سبد انرژی جهان باقی خواهند ماند. برق تولیدشده از منابع تجدیدپذیر هنوز تنها بخشی از نیاز انرژی جهان را پوشش میدهد و بخشهایی مانند هوانوردی، کشتیرانی، صنایع سنگین، پتروشیمی و تجهیزات سنگین همچنان وابستگی بالایی به نفت و گاز دارند.
در نتیجه، هرچند سهم نفت در ترکیب انرژی جهان بهتدریج کاهش مییابد، اهمیت راهبردی آن همچنان بالاست. گذار انرژی آغاز شده، اما هنوز به مرحلهای نرسیده است که بتواند وابستگی اقتصاد جهانی به نفت و گاز را بهطور کامل برطرف کند.
مزیت خلیج فارس نیز تنها به حجم ذخایر نفت و گاز محدود نمیشود. هزینه پایین تولید، ظرفیت بالای صادرات و برخورداری از زیرساختهای گسترده، این منطقه را به یکی از مهمترین مراکز انرژی جهان تبدیل کرده است.
هرمز و بابالمندب؛ گلوگاههای انرژی جهان
کشورهای حوزه خلیج فارس بیش از یکپنجم نفت خام جهان و حدود ۱۰ درصد گاز طبیعی جهان را تولید میکنند. همچنین حدود ۳۳ درصد ذخایر اثباتشده نفت و ۲۱ درصد ذخایر گاز طبیعی جهان در این منطقه قرار دارد.
بخش قابل توجهی از نفت و گاز طبیعی مایع تولیدشده در منطقه از تنگه هرمز عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه ناامنی در این تنگه میتواند عرضه جهانی انرژی را کاهش داده و قیمتها را بهشدت افزایش دهد.
همزمان، ناامنی در دریای سرخ و مسیر بابالمندب نیز ریسکهای حملونقل انرژی و تجارت دریایی را افزایش داده است. در صورت اختلال همزمان یا طولانیمدت در تنگه هرمز و بابالمندب، حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت و یکدهم عرضه گاز طبیعی با خطر خروج از بازار مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که میتواند یکی از بزرگترین شوکهای عرضه انرژی در اقتصاد جهانی باشد.
ظرفیت محدود تولیدکنندگان جایگزین
کشورهایی مانند آمریکا، کانادا، برزیل، گویان و نروژ میتوانند در صورت کاهش عرضه خلیج فارس، بخشی از نیاز بازار را تأمین کنند. با این حال، افزایش سریع تولید نفت تنها به وجود ذخایر زیرزمینی وابسته نیست و به تجهیزات استخراج، خطوط انتقال، ظرفیت ذخیرهسازی، پایانههای صادراتی و ناوگان حملونقل نیاز دارد.
ایجاد چنین زیرساختهایی در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. از این رو، تولیدکنندگان جایگزین میتوانند بخشی از کسری بازار را جبران کنند، اما در صورت اختلال گسترده در عرضه خلیج فارس، قادر نخواهند بود تمام ظرفیت ازدسترفته را به سرعت جایگزین کنند.
روسیه و ونزوئلا نیز در صورت نبود محدودیتهای تحریمی، میتوانستند نقش بیشتری در جبران کاهش عرضه ایفا کنند؛ با این حال، تحریمها ظرفیت تولید و صادرات این کشورها را محدود کرده است.
نفت ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلاری چه پیامدی دارد؟
در صورتی که جنگ طولانی شود و قیمت نفت برای ماهها یا حتی سالها در محدوده ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، پیامدهای بحران به بازار انرژی محدود نخواهد شد.
افزایش قیمت نفت، هزینه حملونقل دریایی، مواد غذایی، کود و مواد اولیه را بالا میبرد و میتواند تجارت جهانی را کاهش دهد. همچنین فشارهای تورمی در اقتصادهای مختلف تشدید خواهد شد.
کشورهای کوچکتر و آسیبپذیر نیز با پیامدهای شدیدتری روبهرو میشوند؛ زیرا افزایش هزینه انرژی، بار یارانهها را برای دولتها سنگینتر کرده و مشکلات بدهی را تشدید میکند.
بحران انرژی و آینده گذار به انرژی پاک
افزایش قیمت نفت میتواند در بلندمدت سرمایهگذاری در خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، هیدروژن و انرژی هستهای را افزایش دهد، اما این تحول بهسرعت رخ نخواهد داد.
از سوی دیگر، بحران انرژی ممکن است در کوتاهمدت به افزایش استفاده از زغالسنگ و سایر سوختهای فسیلی منجر شود. دولتها در شرایط کمبود انرژی معمولاً برای حفظ امنیت عرضه، از همه منابع در دسترس استفاده میکنند؛ حتی اگر همزمان برنامههای بلندمدتی برای توسعه انرژیهای پاک داشته باشند.
رشد تقاضای برق، بهویژه به دلیل توسعه صنعت هوش مصنوعی، نیز برخی کشورها را به سمت سرمایهگذاری بیشتر در انرژی هستهای و دیگر منابع پایدار سوق داده است. بنابراین، مسیر آینده انرژی جهان خطی و یکسویه نخواهد بود و بحرانهای انرژی میتوانند ترکیب منابع مورد استفاده کشورها را تغییر دهند.
آسیبپذیری زیرساختهای انرژی
در صورت جنگ طولانی، شرکتهای بینالمللی نفتی ممکن است از افزایش قیمتها درآمد بیشتری کسب کنند، اما کشورهای تولیدکننده با خطر آسیب به زیرساختهای نفت و گاز خود مواجه خواهند شد.
بر اساس برآورد مطرحشده در این گزارش، شرکتهای چندملیتی نفتی در سه ماه نخست پس از آغاز جنگ در فوریه امسال حدود ۹۳ میلیارد دلار درآمد داشتهاند. در مقابل، دستکم ۸۰ تأسیسات نفت و گاز در کشورهای خاورمیانه آسیب دیدهاند و برآورد آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد بازگرداندن برخی از این تأسیسات به مدار تولید ممکن است حدود دو سال زمان ببرد.
این وضعیت نشان میدهد افزایش قیمت نفت لزوماً به معنای سودآوری بیشتر کشورهای تولیدکننده نیست؛ زیرا آسیب به تأسیسات تولید و صادرات میتواند ظرفیت عرضه آنها را برای مدت طولانی کاهش دهد.
دیپلماسی؛ مسیر کاهش ریسک بازار انرژی
در کنار تهدیدهای موجود، ادامه مسیرهای دیپلماتیک میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند. بر اساس این گزارش، آمریکا و ایران تمایل خود را برای ازسرگیری مذاکرات نشان دادهاند و در صورت پیشرفت گفتوگوها، امکان بازگشایی تنگه هرمز نیز مطرح خواهد بود.
عربستان سعودی نیز برای تقویت امنیت دریایی در دریای سرخ، اقدام به تشکیل یک گروه بینالمللی کرده است. این تحولات نشان میدهد در کنار گزینههای نظامی، مسیرهای دیپلماتیک همچنان میتوانند در کاهش تنش و حفظ امنیت خطوط انتقال انرژی نقش داشته باشند.
جمعبندی
جهان در مسیر کاهش وابستگی به نفت حرکت میکند، اما هنوز جایگزینهای کافی برای جبران یک اختلال گسترده و طولانیمدت در عرضه نفت و گاز خلیج فارس ایجاد نشده است. هرگونه ناامنی پایدار در تنگه هرمز، بابالمندب یا کانال سوئز میتواند قیمت انرژی، تورم، هزینه حملونقل و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی تنها عبور جهان از نفت خلیج فارس نیست؛ بلکه این است که آیا اقتصاد جهانی میتواند پیش از وقوع یک بحران طولانیمدت، ظرفیتهای جایگزین کافی ایجاد کند یا نه. تا آن زمان، ثبات خلیج فارس و امنیت مسیرهای انتقال انرژی همچنان از عوامل مهم ثبات اقتصاد جهانی خواهد بود.
















